تبرک به چفیه عزت

 

سخنان شب گذشته صادق همچنان پا به پای خیالت حرکت می کند . خیلی عاشقی می خواهد تا از هرم قلب«عزت»به درون او راه یابی اما بدون زیارت محال است و تو هنوز برای دسترسی به معرفت «عزت» جاده ای پر از سنگلاخ هوای نفس را باید بپیمایی . گویند در عالم رویا شهید «محمد رضا ایزپور» خطاب به فرمانده دلاور «عزت اله حسین زاده» گفته است که بر من خطاب شد « یا ایتها النفس …» و من آرام گرفتم ، از آن پس در تمامی قنوتها « عزت » آیه فجر را زمزمه می کرد.

صدای هولناک پرنده های آهنین،نگاهت را به آسمان می دوزد .انگار آسمان نیز از وحشت این همه پرنده سعی دارد خود را پنهان سازد و در غروب گرفته شهر نازل آید هواپیماها در سقفی پائین از آسمان شهر جولان می دهند .های و هوی مردم و زوزه کرکسها درهم آمیخته شده یکی می گوید، تند بروید ، دیگری بانگ بر می آورد ؛بایستید و سومی با قطعات خون آلود بدنش بر دیوارهای شهر می نویسد «ما هستیم» . هنوز جلو منزل نرسیده ای که متوجه انفجار در صد متری ات می شوی، دود و آتش همراه با شیون و ناله در فضا به گردش در می آیند اما آن چیزی که بیشتر قلب را به درد می آورد طفلک همسایه است که پدرش در آن آتش و خون تندیسی از مقاومت را نقش می بندد و فردای آلام آور اما پر عشقی را بر فرزند خود رقم می زند.

ساعتی از هجوم وحشیانه 54 هواپیمای دشمن بعثی به شهر بی دفاع اندیمشک سپری شده اما هنوز تن رنجور شهر هدف لرزش مدام خفاشهای شب پرست است.  آنان چه می دانند که این زمینیان آسمان رفته در این نسیم سرخ شهادت مزد اشکهای نیمه شبانه را از حضرت دوست می ستانند و در ساحل چشمان به خون نشسته جان می سپارند . آن مزدوران کجایند تا بدانند « عند ربهم برزقون » چیست؟

تابوتها بر دوش خسته شهر راهی بهشت زهرا می شوند.

یک ، دو ، سه. . .   هفتاد و چهار . این جا کربلاست و امروز عاشورا و مگر نه این است که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا . آری بیش از هفتاد شهید به عدد اصحاب با وفای سالار کربلا در رفتن به ملکوت از دیگران پیشی گرفته اند آنان در حقیقت یک خمینی عشق به خدای خویش داشتند و وای بر ذهن علیل تاریخ که ثبت نکند این سرخ ترین روز را . . .

تابوتها در حرکتند و این تحرک تابوتهاست که مردم را به رفتن امرمی کند . اقیانوس دلها بر جغرافیای عشق استوار است و خط استوای آن بر دوش سردار بزرگ « عزت الله حسین زاده » است . او پس از سالها و لحظه ها در میان هور و مجنون و اروند اکنون مزد ایثار خود را در شهر یافته و در حالی که به یار ی مجروحان این هجوم وحشتناک شتافته بر اثر اصابت راکد ، چشم در چشم ملائک نهاده و به آسمان سبز عشق نقب نور زد ، براستی عزت لایق فرماندهی شهداست ، عزت از شایستگان بود و شایستگان هرگز پا در گل نمی مانند . دور تابوت عزت الله ، نیروهای گردان حمزه با سوز اشک در حرکتند و چفیه عزت را به تبرک بر دیدگان خویش می سایند و با خود می گویند . . . شفاعت فراموش نشود. . .

منبع : وضعیت قرمز ، آرشیو موسسه فرهنگی هنری طلوع غدیر جنوب اندیمشک

/ 0 نظر / 41 بازدید