جایزه ادبی جلال آل احمد

 قسمتی از سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر بهداروند هنگام دریافت جایزه ادبی جلال آل احمد بخاطر نگارش کتاب زندان الرشید:

شناسنامه­ی ما جنگ است اما این آتش به دلخواه ما روشن نشده بود. این شناسنامه فردا شهادت خواهد داد که ما نمی­خواستیم ردپایی از غریبه در کوچه و خیابان آّبادان و خرمشهر باقی بماند. نمی­خواستیم نقشه­ی تازه­ای از سرزمین خود را  تجربه کنیم . نه رد پایی باقی ماند و نه نقشه­ی جدیدی را تجربه کردیم.
حالا که می­نویسیم هم نمی­خواهیم خودمان را نوشته باشیم که می­خواهیم از عهده­ی دینی که خون یاران رفته بر گردن ما باقی گذارد به درآییم.
می­نویسم، که می­ترسم روزی بیاید که در محضر حضرت وجدان دست به سینه بایستم و از ننوشتن خویش شرمسار باشم. حقیقت، آسمانی است که گاه زلال و تابناک است و گاه ابری و گاه غبارآلوده... اما حقیقت همیشه حقیقت است و از حقیقت نوشتن و دل سپردن به حقیقت، شهامت می­خواهد و اعجازی که بتوان خود را در معرکه­ی بودن و نبودن­اش قربانی کرد. می­نویسم، که بایدها را نوشته باشم و نبایدها را گلایه کرده باشم. درست که روزگار، روزگار در سایه نشستن و آفتاب دزدیدن است، درست که روزگار، روزگار به هر قیمت ماندن و نباختن است اما وقتی همه­ی بودن­هایت را در خاکریزهای پشت سرت جا گذاشته باشی، روزگار باید سایه­ای باشد که به دنبالت راه بیفتد، التماست کند تا توقف کنی و از دوستان غایب­ات برایش زمزمه کنی.

 

خوشحال­ام که سطرسطر هر صفحه­ای که با حسرت یاران و به خون دل می­نویسم، آغشته به عطری است که یادآور شب­های عملیات، یادآور میدان­های مین، یادآور فراموشی در اروند، یادآور وصیت­نامه­هایی که هنوز در راهند، یادآور مادری که با قاب عکس­ها زندگی می­کرد، یادآور همه­ی یادآوری­هایی است که دلمان را تنگ
می­کنند.

 

با احترام و با همه­ی دل و جان به احترام دوست و برادر عزیزم علی اصغر گرجی تعظیم می­کنم و خوشحالم که برای سطرسطر ناگفته­ هایش مَحرم بودم.

 

تمام این موفقیت را به شهدای چهارم اذر سال 1365 شهرهزار شهید اندیمشک مخصوصا سردار شهید عزت الله حسین زاده و درویش دریکوند ویادگار رضاپور تقدیم مینمایم .آفتاب حضور بی­بدیل پدر ادبیات جنگ رتضی سرهنگی که "دستم بگرفت و  پا به پا برد" کمترین مرتبه­ی سپاسگزاری از او و بزرگواری مسئولین محترم چشنواره جلال ال احمد را برای خود سعادت می­دانم... یاد همه شهیدان، خصوصا فرمانده ام سپهبدعلی هاشمی بخیر . موفق باشید . 

شهید عزت اله حسین زاده و دکتر بهداروند

 نشسته از راست: شهید ماشالله ابراهیمی- شهید عزت الله حسین زاده- دکتر بهداروند

------------------------------------

علاقه دکتر مهدی بهداروند به شهید عزت الله حسین زاده دو طرفه بود طوری که شهید عزت درنامه ای اوج علاقه خود به مهدی بهداروند را ابراز می کند.

متن نامه عزت به مهدی:

مهدی عزیز، بقول شهید مسعود، غمت در نهانخانه دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیند. مدت‌ها بود می‌خواستم برایت بنویسم اما فرصتی نمی‌شد. برای همیشه خدا دوستت دارم ولی آن را از تو پنهان می‌کردم.

التماس دعا

برادرت عزت الله حسین‌زاده.

/ 0 نظر / 45 بازدید